تبليغاتX
دار المجانین
در ایران فقط یک نوع اکسیل وجود دارد ! نه؟

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 17:33 |
اکسیل حیات را علی بگیرید

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 17:32 |
استقلال سرور نه ؟ آره !

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 17:31 |

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی

 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشت، در سال 326 هچری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباٌ‌ در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت به سوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی درآمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی در رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصولات کار او در اختر شناسی، اختر بینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند و می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه، بیرونی در باره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلالیل علمی آورده است و می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد ابوریحان آن مال را پس فرستاد وگفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست.

نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.

 

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 17:29 |

تصادف کهکشانها

 

 

 

 

 

مقدمه
کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه
کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.


انفجار کهکشانها

در
فراسوی جهان برخی از کهکشانها بطور کامل در حال انفجارند، با از هم پاشیدن هسته کهکشان ، ستارگان نیز نابود می‌شوند. در برخی کهکشانهای ویژه ، نور درخشان حاصل از انفجار ، تمام آن چیزی است که می‌بینیم. نور ستاره در برابر عظمت انفجار کهکشانی ناچیز است. حدود چندین سال پیش ، اخترشناسان رادیویی برای نخستین بار کهکشانهای انفجاری را کشف کردند.



بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد
هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال ، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.


تصادف کهکشانها

ژول ورن و اچ. جی. ولز هیچکدام نمی‌توانستند وقایعی را که بعد از وقوع یک تصادف
در جهان رخ می‌دهد پیش بینی نمایند. جهان مجموعه‌هایی از ستارگان عظیم الجثه‌ای است که هر یک از آن مجموعه‌ها کهکشان نامیده می‌شوند و هر یک ترکیبی از میلیونها ستاره می‌باشند. اکنون با وسعت دید فوق العاده تلسکوپ فضایی هابل بخوبی می‌توان دریافت که برخورد کهکشانها حوادث دیگری همچون تولد ستاره‌ها را به دنبال خواهد داشت. تصاویر جدید و جالب توجه هابل ، ترکیب دو کهکشان را به معرض نمایش می‌گذارد.

آنها
آنتنهای تماس (موجگیر) را به فضا پرتاب می‌نمایند، زیرا که تصادفا دم یک جفت از این ستاره‌های دنباله‌دار ، شبیه به دم حشره‌ها می‌باشد. بیشترین نقطه تصادف در میان بیش از هزار توده درخشان و آتشین ستارگان جدید می‌باشد که نور آبی رنگی را به دنبال دارند. ستاره شناسان احتمال می‌دهند که حاصل انفجار این گلوله‌های روشن بیش از یک میلیون ستاره تازه تولید یافته باشد.


بردلی وایت مور از موسسه علمی
تلسکوپهای فضایی ، واقع در بلتی مورد اظهار داشت: درخشش نور برخی از این ستاره‌های جوان شگفت انگیز است. اما چرا این پدیده را تولد می‌دانیم و نه مرگ؟ هنگامی که کهکشانها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، جاذبه نیرومندی توده‌های گاز هیدروژن را به یکدیگر می‌فشارد و بعد از آنکه تراکم آنها به نقطه حساسی رسید، این دسته‌ها به ستاره‌های جدیدی تبدیل می‌شوند.


چشم انداز بحث

ستاره شناسان
امیدوارند که تصاویر هابل روزنه‌ای بسوی کشف راز جهان را به روی ما بگشاید. همچنین تصاویر آنها به ما کمک می‌کند تا حوادثی را که از هم اکنون تا 5 سال آینده وقوع آنها می‌رود پیش بینی کنیم، چنانکه برخی از داشنمندان پیش بینی نموده‌اند کهکشان راه شیری ما، در آینده به کهکشان Andromeda برخورد می‌کند.

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 17:26 |

Hold fast to dreams

For if dreams die,

Life is a broken

Winget bird that

Cannot fly.

 

                 ــ Langston Hughes

 

 

 

همواره در پیوند با رؤیا ها،

چرا که با مرگ رؤیا ها،

زندگی چون پرنده بال شکسته ای است،

که یارای پروازش نیست.

 

                            «  لنگستون هیوز  »

 

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 19:41 |

خداحافظ من اومدم

شما خوب هستین؟

نون گرفتین!

پلو خوردین! چایی رو بالا کشیدین! دماغتون رو وا کردین که سیفونش رو بکشید!

این همه کار توی دنیا هست

ولی!

من و خویش و خودم و... اینجا الاف هستیم آخه خودمو خوش می یاد

خویش و خویشتن بزارم سر کار!

البته کارای بالا رو دیدین که فقط حقوقش سلامتیه بدنش، آدم باید پر توقع نباشه که بدون مقدمات اولیه انگشتش رو بکنه توی دماغش!

صحنه بالا رو تجسم نکنید لطفاً

اگر صحنه ی بالا رو تجسم کردید تنها کاری که می تونید بکنید اینه:

خوب گوش بدید البته ی به صدای خودتون برای نوشته ی من

بعد از تجسم این صحنه به مواد زیر محتاج می شید

الف) یک عدد دماغ

د)* یک لیوان آب *

ض) و یک عدد انگشت اشاره

غ)* و یک عدد قاشق فرانسوی اصل آلمانی و تولیدی ایران *

ن) و یک کیسه ( اگر از نوع زباله باشه بهتره )

احتیاط 1 ) بهتر است از آن یک لیوان آب برای نوشیدن استفاده نشود البته برای گیاهان مفید است ولی در صورت سوختن گیاه ناراحت نشوید چون با آن ماده سازگار نبوده است.

احتیاط 2 )حتما در یک جای خلوت این کارایی که می خوام بگم انجام بدید ( در مکان عمومی ممنوع )

احتاط 3 ) مواظب مغر و چشم خود باشید

 

راه حل:

 

اول در جای خلوت قرار گرفته و بعد انگشت خود را در دماغ برده و مثل جارو برقی فیلتر هوا ( دماغ ) رو تمیز می کنید

دوم دست خود رو هر 5 ثانیه در می آوردی و درون لیوان می کنید و می شویید تا تمیز شود

سوم  آن آب درون لیوان و لیوان را روی گل و گیاه نپاشید چون الیاف بر جای مانده روی برگ گیاه موجب تجسم دیگر افراد می گردد که خیلی خطرناک است و موجد خونریزی مغزی دیگران و از بین رفتن مخ می شود پس آن را درون کیسه می کنید و در آن را محکم بسته و در کویر ( بیچاره کویر!!! نه!!!! ) دفع می کنیم به عمل دفع ضایعات بینی می گویند.

بعضی هم نمی دونن که بینی چیه

خوب گناهی ندارن چون اینجا سر نزده بودن و تازه اومدن، پس می رویم سر موضوع خودمان:

بینی چیست؟

بینی همان تفنگ دو لول که بین چشم ها و چونه (به قول خودم و خودت و ... مچه ) قرار دارد و کارش مثل جارو برقی می باشد و خاصیت دم و بازدم دارد و البته نکته بسیار مهم شباهتش با جارو برقی این است که ممکن است بعضی وقت ها دورش زیاد یا کم بشه برای آزمایش می توانید امتحان کنید

دور زیاد : بدوید و بازی کنید یا موقع تمیز کردن فیلتر هوا که می ترسی رخ می ده

دور کم : موقع استراحت یا بعد از تمیز کردن فیلتر های هوا که در پوست خودت جا نمی گیری و      می زنی بیرون رخ می ده

و شباهت آن با جاروی دستی اینه که با جارو می زنن توی سرت و تو با فیلتر هوات جوابش رو می دی!

 

 

 

 

تا خدا حافظی و نکته های جذاب و متمدن و سر کاری جالب و دیوانگیه تازه مورد سلام   

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 15:3 |

دیوانگان نجوم تقدیم می کنند

کاری از: دیوانه کوچولو

موضوع: تمدن اسلام در نجوم

نجوم در میان اختر شناسان مسلمان رواج داشت و در واقع نجوم عمدتاً از یونان به کشور های اسلامی رواج انتقال یافت. بسیاری از کتابهای اختر شناسی از یونان به عربی ترجمه شدند از جمله               « مجسطی » که مهمترین کتاب نجومی در میان اختر شناسان مسلمان به شمار می رفت. یکی از دلایل گرایش مسلمانان به نجوم، نزدیکی کانون نجوم یونان، به سرزمین های اسلامی بود دیگر این که بسیاری از فرضیه های دینی اسلام با پدیده های نجومی ارتباط دارد. همانطور که می دانید، ادای فریضه ی نماز، با پدیده ی نجومی مانند طلوع و غروب خورشید، سپیده ی صبح و ... ارتباط دارد.

منجمان مسلمان برای تعیین جهت قبله و محاسبه ی دقیق نماز ها، به مثلثات کروی نیاز داشتند. البته مثلثات کروی در دیگر محاسبات نجومی نیز کاربرد داشته است و دارد. بطلمیوس برای محاسبات مربوط به مثلثات کروی از شیوه ی نا دقیقی استفاده می کرد. به نظر می رسد که از شش رابطه ی جدید مثلثاتی ( یعنی سینوس، کسینوس، تانژانت، کتانژانت، سکانت و کسکانت )، پنج مورد از آنها در ریاضیات و نجوم دوره ی اسلامی ریشه دارند و فقط سینوس خاستگاه هندی دارد.

ابوریحان بیرونی منجم مشهور ایرانی در قرن چهارم هجری برای نخستین بار مثلثات کروی را به صورت علمی مستقل ارائه داد.

در تقویم مسلمانان، آغاز ماه های قمریبه روئت هلال در آغاز هر ماه بستگی دارد. البته در مورد پدیده هایی مانند طلوع و غروب، روشهای محاسباتی منجمان یونان در دسترس مسلمانان بود اما در مورد روئت هلال، در نجوم یونان کاری انجام نشده بود. منجمان مسلمان با رصد هایی به ضابطه های گوناگونی در زمینه ی روئت هلال دست یافتند.

یکی از مهمترین کارهای منجمان مسلمان، نامگذاری ستاره ها بود. بسیاری از نامهای امروزی    ستاره ها نیز مستقیماً عربی هستند و یا به نوعی تغییر شکل یافته از عربی، همچنان کاربرد دارند. این نامها در کتاب «صور کواکب» از عبدالرحمن صوفی، منجم بزرگ ایرانی قرن چهارم هجری قمری آمده است. او در این کتاب، موقعیت ستاره ها را مشخص کرده و از صورت های فلکی نقاشی هایی کشیده است.

از دیدگاه کلی منجمان مسلمان بیشتر پیرو منجمان یونان بودند. آنها فرضیه ی زمین مرکزی بطلمیوس را پذیرفتند اما با گذشت زمان و طی قرن ها، خطا های مدل بطلمیوسی در پیش بینی موقعیت سیارات جمع و زیاد شد. آنها کوشش می کردند با تغییراتی، مدل بطلمیوس را برای عصر خود صحیح کنند. و به این ترتیب، نقد ها و مدل های جدیدی از هیأت بطلمیوسی عرضه شدند که البته همه ی آنها، زمین مرکزی بودند.

منجمان مسلمان نتیجه ی رصد های نجومی را که انجام می داند. در جدول هایی وارد می کردند. آنها مجموع این جدول ها و روش های محاسباتی را در کتاب هایی به نام « زیج » جمع آوری می کردند. برخی از مهمترین زیج های دوره ی اسلامی عبارتند از:  

« زیج صابی » ازبتانی حدود 290 ه.ق، « زیج جامع کوشیار » از کوشیار گیلانی حدود 390 ه.ق،         « زیج ایخانی » از خواجه نصیر طوسی حدود 640 ه.ق، « زیج خاقانی » از غیاث الدین جمشید کاشانی حدود 820 ه.ق و « زیج الغ بیک » حدود 840 ه.ق.         

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 0:34 |

دیوانگان نجوم تقدیم می کنند

کاری از: دیوانه کوچولو

موضوع: گالیله، مدافع کپرنیک

 

گالیلئو گالیله در سال 1564 م در پیزای ایتالیا متولد شد. او در آغاز ورود در دانشگاه در رشته ی پزشکی تحصیل می کرد اما علاقه ی واقعی او به ریاضیات، مکانیک و نجوم بود. تردیدی نیست که گالیله در ریاضیات با استعداد بوده است. چون چهار سال پس از رها کردن رشته ی پزشکی، به    درجه ی استادی ریاضیات در دانشگاه پیزا رسید. در سال 1609 م او با استفاده از چند عدسی، یک تلسکوپ ساخت البته او نخستین سازنده ی تلسکوپ نبود اما او نخستین کسی بود که با تلسکوپ به مشاهده ی اجرام آسمانی پرداخت. کشف هایی که او با تلسکوپ انجام داد، بسیار جالب توجه بودند و مسیر دانش اختر شناسی را تغییر داد. گالیله، ماه را رصد کرد و متوجه شد که سطح ماه، صاف و هموار نیست. او حتی ارتفاع کوه های ماه را از روی سایه ی آنها محاسبه کرد. از مهمترین کشف های گالیله با تلسکوپ، مشاهده ی شکلهای هلالی زهره (شبیه شکلهای هلالی ماه ) این کشف چند نتیجه داشت اول این که نشان داد سیارات از خود نوری ندارند.دیگر این که بر اساس نظر بطلمیوس، زهره در میان زمین و خورشید قرار دارد و به دور زمین می گردد. اگر این نظر درست بود، شکلهای هلالی زهره همواره نازک دیده می شدند. اما گالیله شکلهای هلالی نیمه (تربیع) و نزدیک به کامل از زهره مشاهده می کرد، به این ترتیب نتیجه گرفت که زهره در مسیری در میان زمین و خورشید، به دور خورشید می گردد. این، یکی از شواهدی بود که پیروزی نظریه ی خورشید مرکزی کپرنیک را بر     نظریه ی زمین مرکزی بطلمیوس نشان داد.

افزون بر این، گالیله با تلسکوپ، قمر های مشتری را رصد کرد. او پس از چند شب رصد، متوجه شد که آنها به دور مشتری می گردند این کشف نیز اهمیت زیادی داشت. چون برخی از مخالفان نظریه ی کپرنیک اعتقاد داشتند که:

« اگر زمین به دور خورشید بگردد، ماه از زمین جدا می ماند! »

این کشف نشان داد که ممکن است در حین حرکت جسم، اجرامی نیز به دور آن بگردند.

گالیله لکه های خورشیدی را نیز رصد کرد  و متوجه شد که آنها در سطح خورشید پدیدار و ناپدید می شوند. او با این کشف، نظر ارسطو را مبنی بر این که اجرام آسمانی ثابت و بی تغییرند، رد کرد.

گالیله در سال 1610 م کتابی را با عنوان « پیک آسمانی » منتشر کرد. او در آن کتاب، اجرامی را که با تلسکوپ مشاهده کرده بود، توصیف کرد و نشان داد که رصد هایش نظریه ی خورشید مرکزی کپرنیک را تائید می کنند. پس از این، کتاب دیگری را با عنوان « گفت و گویی درباره ی دو مجموعه ی اصلی جهان » منتشر کرد. این کتاب گفت و گویی میان سه دوست درباره ی نظریهی بطلمیوس و کپرنیک بود. گالیله در سال 1633 م به دلیل نظراتش از سوی دستگاه تفتیش عقاید کلیسا مورد بازجویی قرار گرفت. آنها گالیله را مجبور کردند که خود را گناهکار بداند و عقیده اش را انکار کند. برای مجازات، گالیله را به وطنش تبعید کردند و او ده سال پایان عمرش را در آنجا گذراند.

مدت زمان میان مرگ کپرنیک و گالیله  99 سال است که آن را می توان مرحله ی گذر از نظریه ی بطلمیوس به کپرنیکی دانست. در این دوره، نجوم جدید پایه گذاری شد.

  

 

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 0:25 |

ممنون از شما که دارید سر می زنید به مجمع دیوانگان ما پس از شما با یک خدا حافظی جانانه پذیرایی می کنیم نمی دونی چه صفایی داره حالا برو توی حال یه  به به بگو و برو

 

توی مجمع دیوانگان

دوست داری بیا عضو بشو

برای دیدار ما

دوست داری بیا عضو بشو

رنگین و رنگین ترین

مجمع دیوانگان

هدیه سال نو هست

مجمع دیوانگان

دوست داری بیا عضو بشو

دوست داری بیا عضو بشو

دوست داری بیا به وب ما

هدیه سال نو بگیر

گریه نکن، خنده به لب

اگه بخوای عضو بشی

اگه بخوای عضو بشی

دوستی ما نشانه ایست

با دشمنی به دیو شب

گرچه چه زیباست

عشق میهن به وطن

حالا که میهن تویی

وطن وطن رو لب توست

گرچه چه زیباست عشق

همدلی و همراه کوش

پس بیا عضو بشو

کنار ما هم بمون

یه دعوت رسمیه

سفارشی برای تو

عشقی گرچه خودت نمی دونی

عین هوا که خواهشی

اما خبر نداری

دوست داری بیا عضو بشو

 

 

دیوانگان 1و2و_و_و_و...

سومی کی می خواد بیاد خدا می دونه ما که از خدا می خواهیم سومی اگر اومد چهارمی هم بیاد همینطور اضافه بشه آخر کار از دیگران خواهش کنیم که دیگه ظرفیت نداریم آرزو و امیدی که دیوانگان دارند کدام عاقلی داره تو این دنیا اگر دیوانه ای پیدا بشه اون هم ماییم ماکه شما رو ندیدم نمی دونم دیوانه هستید یا نیستید یا اگر دیوانه هستید آخه دیوانه چه چیزی

الف) عشق            ب) درس      ج) پول        د) الاغ    

 

حتما می خواهید بدانید که ما دیوانه ی چه چیزی هستیم اما قبل از اینکه جواب بگیم می خواهیم یه حرفی به شما بزنیم« ما که نمی دونیم شما کدام گزینه را انتخاب کرده اید یا شاید موفق نشده اید ولی ما موفق شدیم که یک گزینه را انتخاب کنیم و بعد از انتخابمون فهمیدیم که تازه چی شده 

اینکه شما دیوانه ی هیچکدام نبودید بدانید 100% دیوانه اصل هستید

و هیچ راه فراری ندارید.

جواب ما گزینه: پ) هیچکدام

 

بچه های خوبی باشید و پلو های تو ی بشقابتون وقت نهار حتما تموم کنید وگرنه ما نارحت می شیم و خندمون می گیره  و نارحتی گریه پیدا می کنیم و بعدا پول ندارید دیه بدید پس پسر ها و دختر های خوبی باشید.

تا خدا حافظی دیگه بای بای جانانه و خدا پشت و پناهت دیگر و از هم دور شدن دوباره و گریه و زاری عاشقانه و اشک شادی مبارزه با مواد مخدر و یک شب به خیر قبل از خواب و صبح به خیر بعد از خواب و دیدار تازه توی خواب و پایان زندگی البته توی خواب و غیره

 سلامی عاشقانه به تو و در نهایت دیوانگی سلام « با علامت تعجب!»

 

ساعت 61 (ب.ظ) زود وقته از بیداریتون گذشته برید بخوابید که شب باید زود بلند شید.

 

 

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 15:19 |

خدا حافظ

 

بعد از اون همه سلام و علیک پیغوم بعدیش یه نفری (همون پسر خالم) اومده می گه ما اینهمه کار داشتیم نمی دونستم؟

وقتی من به شما گفته بودم که با یه نفری که خودتون هم می دونید کیه اگه شوخی کنیم سوارمون می شه باور نکردید حالا یه نفر بود که خوب بود اما این نفرات ادامه دارد به قول شاعر:

 

کم گوی و گزیده گوی چون دُر

تا ز اندک تو جهان شود پر

لاف از سخن چو دُر توان زد

آن خشت بود که پر توان زد

 

یه خبر خوشحال کننده برای شما که من آخر سر فهمیدم که این شعر هیچ ربطی نداشت     می دونم که خیلی خوشحال شدید اما برای اینکه حس لطیف من رو اذیت نکنید و شما شبها خواب های وحشی نبینید دل و جگر پدر و مادرتون رو نترکنید این رو رو نمی کنید

باشه؟! من چقدر قشنگ فهمیدم!

حالا من می دونم که باورتون نمی شه ولی فراموش کردم که می خوام چی بنویسم ولی یه جوری کشش می دم که دیوانه بزرگه من رو عاقل نکنه در غیر این صورت مجبورم از جمع دیوانگان مرخص بشم حالا همین حرفا خود به خود دو 2 خط شد من اصولا عادت دارم کم حرف بزنم حالا بعضی وقتا می زنه به سرم بعضی از شعر های خودمو می نویسم ولی چون دیوانگان احساس ندارن (یعنی حس مورد نیاز رو نداره البته فقط دیوانگان) بنابرین ببخشید   نمی تونیم پست کنیم اگه پست کنم یه شرط بزرگ داره که خیلی برای من و مجمع دیوانگان مهم و اساسی و لازم است و برای امنیت جون خودم که بعدا من رو ندزدند.

 می دونم که هنوز نگفتم قبول کردید من هم که برای اینکه وقتون رو بگیرم ( بله بگیرم درست فهمیدید! ) زودتر می رم سر شعرم پس بخونید بدون اینکه سوال کنید

پس حالا بخونید البته با احساس:

شاعر: دیوانه کوچولو

آهنگ: حس خواننده

نام شعر: شاپرک

هشدار:کلیه حقوق این شعر محفوظ و مربوط به این موسسه می باشد تکثیر بدون هماهنگی از آن به هر نحو ممکن یا مشابه سازی، طبق مقررات مجازاتهای متخلفین فعالتهای ترانه ای پیگرد قانونی دارد به عبارت دیگر خواهد داشت.طبق صص 0.5 و0.75 پس دقت کنید.

 موسسه ی مجمع دیوانگان تقدیم می کند!

 

شاپرک قصه ی من

بقیه اش رو موسسه سانسور کرده

مشترک گرامی دسترسی به بقیه ی شعر مقدور نمی باشد

لطفاً اسرار نورزید

 

خوب چی با احساس می دونم لذت زیاد بردید این شعر در اصل 39 مصراع بود که فقط یه مصراع اولش در رفته خودم هم نمی دونم چیطوری! پس زود تر به دیگران بگید که بیا این رو بخونن چون ممکن همین هم سانسور بشه گفته باشم. بعدا می گید:

دوباره دوباره یه بار فایده نداره

من هم می گم:

دوباره دوباره ولی یه بار آخر کاره

خیلی حرف دارم ولی انگشتام درد می کنه پس:

 

ابرهای آسمون اگه جمع بشن

توی دل ما یه گلوله ی غم بشن

قصه های قشنگه بچگیمون

اگه قصه های ماتم بشن

می ریم می ریم به جنگشون

به جنگ دیو شبشون

این همه آفتاب مهتابُ

می زاریم جای شبشون

 

تا قسمتهای دیگر، دیوانگان دیگر، فریاد های دیگر،پس دوباره سلام!

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت 17:22 |

یک روز از عید گذشته ولی هنوز صدایم که در شکل و شمایل خط بوده هنوز به گوش کسی نرسید هنوز کسی بر واجب بودن جواب سلام پی نبرده یا اینکه مثل همیشه برای آزار اذیت که نمی فهمند که به خودشان و به مال دولت ضرر می زند آسیب وارد می آورند و من هم مثل همیشه برای زیاد نمودن متن ارسالی باید یه کارایی بکنم مثلاً اگه به وب پسر خالم برید سر بزنید می بینید چقدر خودمانی هستند با اونا شوخی کنید دو دقیقه نمی شه سوارت می شن بخاطر همین سلام من هم به اونا هم نرسیده شاید دیگه به هیچ کسی نرسه آخرش باید اینطوری تموم بشه چون اون متن برای همه بود حتی خودم جزء غلط املایی ها آخرش مجبورم جواب سلام رو خودم بدم.

 

 

سلام و درود بر محمد و یارانش، خاندانش ، دوستانش و همه ی کسانیکه با او بودند.

 

و آخر از همه سلام بر شما که ناراحت نشید.

 

دیوانه کوچولو

                                                                   

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 12:7 |

من دیوانه کوچولو عید مبعث را به همه ی دیوانگان بخوصوص روانی ها تبریک می گویم و همچنین کسانی که به مرز جنون رسیدن ولی هنوز خودشون هم نمی دانند و همچنین آوار گان که روزی باید سر و سامان بگیرند و همچنین فقیران که روزی باید ثروتمند شوند  و کسانی که به آرامش واقعی دست پیدا نکردند ولی در صدد آن هستند و همچنین نقاشانی که هنوز نقاشی نکرده اند و نانوایانی که هنوز نان پخت نکرده اند و دروغگویانی که هیچ وقت دروغ نگفته اند و کارگرانی که به فکر کار نیستند و در خواب و خیال به سر می برند و به بیکار انی که حسرت کار داشتن را می خورند و به مهندسانی که سرمایه ندارند و به دکترانی که مطب ندارند و به دانشجویانی که موبایل ندارند و به دانش آموزانی که کیف و کتاب ندارند و به مغازه داری که وقت باز کردن مغازه را ندارد و به همه ی کسانیکه غلط املایی دارند

این نظریه و توصیه ی من است

شاد باشید و دیگران را شاد کنید اگر می توانید حتی با یک خداحافظی!

 

دیوانه کوچولو

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:27 |
اینه!

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 0:47 |

ای اس اسی ایران

یه تیم پر از دلیران

گرچه حریفت قدره

اما تو می شی قهرمان

هیچکی جلو دار تو نیست

نمره ی فوتبال تو نیست

آبی رنگ پیرهنت

به آبی خوبی کیست

روز روزگاری بود قدیما قدیما

تهران بود تو شلوغی تو گرما

مردمی عاشق که می ریختن تو صف

واسه دیدن والا گفتن حرف

هیچکی ندونه ما باید بدونیم

فوتبال ما اینطوری شد جهانی

استقلال عشق است.

 

 دیوانه کوچولو

 

 

+ نوشته شده توسط دیوانه کوچک در یکشنبه چهارم تیر 1385 و ساعت 8:55 |


Powered By
BLOGFA.COM